24/1/1392 , 05:25
مهرداد غلامی؛
لزوم بازتعریف طوایف لر
در مورد نسب شناسی طوایف و ایلات مختلف لر معمولاٌ معلومات شفاهی موجود بیش از مستندات مکتوب است. اگرچه شیوه زندگی امروزی با دهههای قبل و یا پیش از آن تفاوت چشمگیری پیدا کرده است، ولی معمولاٌ مردم لر انتساب خود را به یکی از طوایف، نشانه اصیل بودن و به اصطلاح ریشهدار بودن خود میدانند. در طول تاریخ حوادث اجتماعی، مهاجرتها، جنگها و صلحها، نقش غیر قابل انکاری در تغییر و یا پراکندگی محل زندگی برخی از طوایف و ایلات داشتهاند. بسیاری از طوایفی که اکنون بنام لر لرستانی شناخته میشوند در استانهای همجوار نیز دقیقاٌ به همین نام شناخته میشوند ...
بسیاری از طوایفی که اکنون بنام لر لرستانی شناخته میشوند در استانهای همجوار نیز دقیقاٌ به همین نام شناخته میشوند، به عنوان مثال با مروری اجمالی بر طوایف ساکن در استان ایلام میتوان آنها را آینه تمام نمای طوایف ساکن در استان لرستان دانست.
در دهههای گذشته و نیز سالهای اخیر کتابهای متعددی راجع به نسبشناسی ایلات و طوایف لر نوشته شده است که گرچه برخی از آنها حاوی اطلاعات با ارزشی هستند، ولی اغلب با تکرار مکرًرات غیر علمی و ملالآور و با تقلید محض از مراجع گذشته، عملاً از بیان چارچوبی دقیق، علمی و مستند برای بیان دیدگاههای خود عاجز ماندهاند.
به طور کلی مقالات و کتبی که تاکنون درباره تاریخ، پیشینه و زبان قوم لر نگاشته شده است، را میتوان در دو گروه خلاصه کرد: گروه اول نویسندگان قدیمی غیر لر هستندکه به دو دسته تقسیم میشوند: دسته اول جهانگردانی بودهاند که تقریباً از چهار صد سال پیش تا دهههای اول قرن بیستم در راستای انجام مراودات دولتهای متبوع خود و یا تجارت از نواحی لرنشین کشور نیز دیدن کردهاند و سفرنامه آنها بیشتر مشتمل بر ویژگیهای نژادی، زبان و آداب و رسوم لرها است، شروع مسیر حرکت این جهانگردان نیز اغلب از سمت پشتکوه بوده است.
دسته دوم ماموران دولتی بودهاند که اغلب جهت گماردن حکام محلی و یا اخذ مالیات به این مناظق سفر کردهاند. به گواه مستندات تاریخی شفاهی و مکتوب، این نوع یادداشتبرداری نیز اغلب پر از انواع اشتباهات و گاهاً تهمتهای ناروا است.
گروه دوم که معمولاٌ قدمت آنها به بیش از نیم قرن نیز نمیرسد، برخی از اهل قلم خودی هستند که اغلب نوشتههای آنها، دقیقاٌ کپی برداری از نوشتههای جهانگردان خارجی است و حتی زحمت مجالستی هر چند کوتاه را با بزرگان هر ایل که سند شفاهی تاریخچه آنهاست را به خود ندادهاند. نمونههای زیادی از این نوع کتابها را میتوان به راحتی در اغلب کتابفروشیها پیدا نمود.
گروه سوم نیز نویسندگان غیر لر متاًخر در برخی از استانهای همجوار هستند که در کنار نگارش سرگذشت اقوام خود گوشه چشمی نیز به سبب همسایگی به قوم لر داشتهاند. به استناد برخی از این نوشتهها که اغلب بدون نگاهی دقیق به پیشینه و تاریخ قوم لر نگاشته شده است و با عدم اطلاع از برخی از واژهها، برخی از طوایف لر را دارای پیشینهای غیرلر معرفی میکنند. به عنوان مثال در صفحات 85 تا 91 کتاب "مدخلی بر شناخت قبایل عرب خورستان" به قلم حاج کاظم پور کاظم، برخی از طوایف موجود در لرستان را صراحتاً غیر لر و با پیشینه عربی معرفی نموده است که جای تامل بیشتر دارد!. به عنوان مثال وی طوایف دلفان را از اعقاب ابودلف و دیناروند را از آل دینار میداند که در سدههای اولیه هجری به ایران مهاجرت نمودهاند! این نقل قولها در کتابهای بسیاری نیز آمده است و حتی برخی از نویسندگان در استان لرستان نیز معمولاً بدون سند و مدرک به همین دام گرفتار میشوند.
سوال این است که تا چه اندازه میتوان به درستی و صحًت این گفتهها در باره خاستگاه طوایف لر معتقد بود؟ و اگر قبول کنیم که بیشتر قبایل فعلی در مناطق لرنشین و حتی ایران در قرون اولیه هجری اعرابی بودهاند که به ایران مهاجرت کردهاند آیا نباید پذیرفت که این افراد باید در طول قرون متمادی در بین طوایف لر هضم شده باشند؟ آیا جمعیت برخی از حکمرانان عرب از تعداد طوایف لر ساکن در این مناطق بیشتر بوده است؟! اگر چنین بود که تاکنون آثاری از زبان و آداب و رسوم مرم لر باقی نمانده بود و در نهایت چه شباهت آناتومیکی بین اسکلت مردم این این طوایف با عربها وجود دارد؟ و آیا گذشت حدود یکهزار سال از مهاجرت اعراب به ایران برای تغییر شکل آناتومی استخوان جمجمه آنها کافی است؟!!!
درست است که برخی از حکمرانان عرب در قرون اولیه هجری پس از دریافت حکم عمارت بخشی از ایران خانواده و اقوام خود را نیز به ایران می آوردهاند، امًا به گواه منابع تاریخی پس از چند دهه سکونت در ایران، بکلی در جامعه آن زمان هضم شدهاند وگرنه جامعه کنونی ایران نیز می بایست مانند کشورهای شمال افریقا و حتی سوریه، لبنان و فلسطین به زبان عربی تکلًم میکردند. بهرحال به نظر می رسد غفلت و سادهانگاری برخی از نویسندگان لر و استناد محض به نوشتههای غیر مستند گذشته، راه را برای سرقت قومیتی البته با شیوه های مدرن آن آسانتر نموده است.