فیلم آپوکالیپتو
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ایست
و قلب
برای زندگی بس است
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف ، زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم
روزی که هر حرف ترانه ایست
تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم
و من آنروز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم.
احمد شاملو
هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر آنکه ازدرون نابود شده باشد.
( ویل دورانت )

خلاصه داستان :
مردمی با باورهای خود دردهکده ای جنگلی زندگی می کنند. قوم قدرتمند تری به آنان حمله کرده و آنان رابه مثابه شهروندان درجه دوم به اسارت می برند.دراین اتفاق گروهی کشته و گروهی اسیرو به گروهی تجاوز می شود. یکی که از این پس پسر پلنگ می نامیمش موفق می شود خانواده اش را برهاند و درچاهی پناه دهد. اسیران را به مسلخ می برند تا قربانی خدایانی شوند که خون می طلبند.در هنگام قربانی کردن پسر پلنگ خورشید می گیرد وخونریزی متوقف می شود. باقیمانده اسیران را به محل آموزش جنگ می برند تا با آنها تمرین جنگ کنند .پسر پلنگ، پسرفرمانده را می کشد وازمهلکه می گریزد. فرمانده با یارانش او را تا محل دهکده اش تعغیب می کنند ودرراه به تدریج وهرکدام به نحوی توسط پسر پلنگ و یا نیروهای طبیعی کشته می شوند. در پایان پسرپلنگ موفق می شود خانواده اش را از چنگال آنان و چاهی که هر دم پرآب ترمی شود برهاند و درآغاز کشف سرزمینش توسط مردمانی ناشناس دوباره از نوبرای ساخت دهکده ای دیگرشروع کند.

فیلم درچهاربخش ساخته شده است :
بخش اول : شکار بومیان و روند زندگی طبیعی آنان دردهکده جنگلی که میراث نیاکانشان است.
بخش دوم :حمله به بومیان و ویرانی روند زندگی طبیعی آنان و کشتن و اسارت جمعی .
بخش سوم: ورود بومیان به سرزمین ناشناخته ای با آیین ها و مراسمات اقوام مایاها و کشتن به آن شیوه خاص و فرار پسر پلنگ از مهلکه پس از کشتن پسر فرمانده.
بخش چهارم :تعقیب و گریز و فرار پسر پلنگ و در نهایت پیروزی او دربرابر تیم تعقیب کننده و نجات خانواده اش از داخل چاه پر آب و شروعی دیگر.

جهان بر مدار انرژی :
آپوکالیپتو بر مدار انر ژی جهان می چرخد. می گویم می چرخد چون در جای جای فیلم و هر گاه که میزانسن دوربین و صحنه به گیبسون اجازه می داده است دوربین نمای نقطه نظری از بالا نشان می دهد.این نگاه از بالا چون شاهدی در جای جای فیلم و بیشتر در جنگل که نیاز بیشتری است رخ می نمایاند. این نگاه بسان ضلع سوم مثلثی است که یک ضلعش راخشم و انتقام و ضلع دیگرش را ایمان و استقامت تشکیل داده است.برای کارگردانی چون مل گیبسون با آن سابقه کم کارگردانی کیفیت کارگردانی این فیلم قدری بعید به نظر می رسد. آپوکالیپتو دهن کجی دیگری است با توجه به مولفه های سینمای مستقل امریکا در تقابل با نظام استودیویی هالیوود چنان که دیگر فیلم هایش چون شجاع دل و مصائب مسیح .

تولدی دیگر :
آپوکالیپتو در دایره ای از تولد ها شکل می گیرد.فیلم در مابه ازاهایی ازنیستی و مرگ اغلب به آغازی برای زیستن می انجامد. واین تولد ها در نهایت به آن بینهایت نبودن، آن من نیست شده و آن خلاء نیروی محرکه تمدن سازکه اغلب متلاشی شدن کل تمدن را از پیش نوید می دهد می انجامد. تا که شاید سرزمینی از نو بخوانید تمدنی از نو کشف گردد تا تولد نهایی شکل گرفته پس از مرگی اینچنین خودخواسته در چاهی که جایگاه گریزگاهی از دشمن دون است به سختی اما رها شود.و در آسودگی این فراغت بالی به افسون افسانه ای دیگر شاید نیستی و شاید تمدنی دیگر و شاید انسانی دیگر ...
در آغاز فیلم مردی عقیم مسخره اهل قبیله است. ناکام که همزمان نشان از قطع نسل کل نظام قبیله در آینده ای نزدیک می دهد. زن پسر پلنگ بچه ای در شکم داردواین تنها نماد امتداد نسل این مردم است که به زودی دستخوش تاراج خواهد شد.
مرد خانواده اش را در دل چاهی درزمین پنهان می کند. تو گویی چونان دانه هایی که باید سبز شوند و یا می توان در انتظار سبز شدنشان نشست و مگرنه این است که با آمدن باران در چاه، کودک درآب متولد می شود و مرد خانواده اش را ازدل زهدان خاک نجات می دهد و یا بهتر بگوییم متولد می کند. خاک باروری است وآب مظهر رویش واینبار رویش، تولد نه نوزادی که تولد تمام خانواده که تمثیلی اند از تمام قبیله و دهکده زیستگاه آنان.
آپوکالیپتو:
قبل از آن که فیلمی در مورد اقوام مایا ها باشد. درمورد خشنونت باشد. در مورد بربریت باشد. در مورد امید باشد. در مورد نیروهای ماورایی و طبیعی باشد. در مورد خانواده باشد. در مورد ایمان باشد. در مورد برتری باشد. در مورد اکتشاف سرزمینی نو باشد. در مورد سنت ها و باور های خرافی باشد. در مورد انسان دیروز و امروز باشد.
در مورد انرژی و نیروهای طبیعی جهان و مسیرحرکت این انرژی است.

سوال ؟
خدا چیست و کجاست، آیا خدای فیلم رب النوع عشق و شمشیر است یا توفند قهار خشمگین ؟
مرزخشونت کجاست، آیا خشونت حد ومرزی دارد و می توان به شاخصه هایی دردرک مفهومی از خشونت رسید ؟
فرهنگ نتیجه تجربه هاست، خشونت می تواند نتیجه زیاده خواهی و بربریت باشد، امید نشانه ای ازایمان است، تولد باروری است، غرورنتیجه خود خواهی است، زیستن مابه ازایی از حیات است.اما تمدن نتیجه چیست ؟
در آپوکالیپتو چه چیز در نهایت پیروز است : ایمان، عشق، استقامت و امید یا مرگ ، نیستی ، زیاده خواهی ، و نفرت ؟
آیا خشونت جاری درفیلم مارا به دوآلیزمی دردو تمدن کهن و نو بر آمده از دو سوی آب نمی رساند ؟
نقطه تلاقی دوتمدن کجاست اتمام کشتار توسط مایاها و ورود اقوامی دیگر به دهکده تازه ویران شده و مضمحل ؟
در نهایت کشتارتیم دنبال کننده پسر پلنگ، دو نفر زنده می مانند که درمقابل موج سواران جدید با کشتیهایشان زانو زده و کاملا بی دفاع و درمانده اند آیا این دونفر نماینده تمدن مایاها نیستند که درآستانه فروپاشی اینچنین زانو زده و بی دفاع اند؟
خوک شکار شده در آغاز فیلم و فرمانده تیم دنبال کننده پسر پلنگ هردو با یک سلاح کشته می شوند.شبا هت های میان این دو چیست ؟ تفاوت های میان این دو چیست ؟
آیا فیلم در تعادل میان بدویت وانسانیت میان هجوم آوارهای رفتاری درنمی ماند ؟
فیلم آپوکالیپتو در کدام یک از جلوه های تکنیکی موفق می نماید. فیلم نامه ، کارگردانی، طراحی صحنه، موسیقی، جلوه های ویژه ، بازیها و ... ؟
تدوین :
آنچه که بیش از همه در فیلم مهم می نماید و بدرستی جایگاه خود را یافته است تدوین است .برش ها که گاه بیش از ده فریم نمی شوند چنان قطعیتی را درریتم فیلم بوجود آورده اند که تو گویی تدوین گر جز این نمی توانسته پیوندی بوجود آورد. تدوین آپوکالیپتو سیال است، به تمام معنی سیال است. در اکثر پلان ها و مخصوصا پلانهای تعغیب و گریز یک سوم پایانی فیلم در چرخش های مداوم دوربین که گاه نزدیک و گاه دوراز سوژه می شود تصویر فضاگونه و نه بر بستری خطی حرکت می کند. ازآنجا که گرفتن هر گونه تصویری به مدد بودجه و امکانات تولید امکان پذیر بوده است از این رو به فرمی بعضا وایپ وار و آبستره روبروایم و این خود در معناهای نهفته در جایجای فیلم همخوانی بیشتری دارد .به طور حتم تنوع پلانها در این فیلم باعث آن شده که پلانهای شکیل بسیاری که در تولید مناسب بوده اند در تدوین نامناسب تشخیص داده شوند. گویی بخشی ازضرباهنگ فیلم آپوکالیپتو نیز از خرده پلانهایی گرفته شده است که دراصل از پلان های مادر می آیند. و این که پلان های مادر،خود از چنان چفت و بستی محکم برخوردارند نیز به مدد توانایی کارگردانی گیبسون است.
بیانیه فیلم آپوکالیپتو :
دانای دهکده در شبی که مردان و زنان و کودکان درتپه نیاکانشان بر گرد آتش نشسته اند داستانی کوتاه روایت می کند. این داستان از مرد تنها آغاز و به انسان طمع کار ختم می شود.فردا روزدیگری است روزی که برای دهکده دیگر گون خواهد بود.روزی که قفل نداشته خانه هایشان شکسته، قلبهاشان از سینه بدر خواهد شد .سرودی اتفاق نیامده را پیش بینی می کند.
مرد تنها نشسته بود.
غم عمیقی را بر دوش داشت .
همه حیوانات دور او جمع شدند و گفتند ،
ما دوست نداریم تو را غمگین ببینیم .
و درخواست ما برای همه شما شانس رسیدن به آرزوهاست.
مرد گفت به من قدرت بینش عمیق بدهید. من خواستار بینش قوی هستم.
کرکس گفت تو باید مثل من بینا باشی
مرد گفت می خواهم نیرومند باشم .
پلنگ گفت، تو باید مثل من قوی باشی
و سپس مرد گفت من مدتهاست دانای رازهای زمینم و مار تکرار کرد،
من همه آنها را به تو نشان خواهم داد.
وسپس همه حیوانات رفتند.
وزمانی که مرد همه هدیه هایی که آنها به او داده بودند را گرفت.
جغد گفت حالا مرد خیلی چیزها را می داند وخیلی چیزها را در اختیار دارد.
ناگهان من ترسیدم.
گوزن گفت مردهمه اون چیزهایی رو که نیاز داره رو دارد.
حالا غمهای اون تمام شد.
و آنگاه جغد تکرارکرد.
و من حفره ای عمیق درون آن مرد دیدم.
اشتیاق و حرصی عجیب که کسی را یارای پرکردن آن حفره نیست.
همان چیزی او را غمگین خواهد کرد و همان چیزی که او را خواهد ساخت.
حرص او بیشتر و بیشتر خواهد شد.
تا این که یک روز دنیا خواهد گفت.
من چیز بیشتری را برا ی بخشیدن به تو ندارم.
